کد خبر: ۲۹۱۸
تاریخ انتشار: دوشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۸ - 09 March 2020
راهبرد جدید سازمان بهداشت جهانی (WHO) اهمیت آموزشهای زودهنگام و مراقبتهای دلسوزانه در 5 سال اولیه زندگی کودکان را برجسته می سازد و بر شروع آموزش کودک از همان ساعات نخست تولد تاکید دارد.

 

به گزارش وقایع روز به نقل از پایگاه اطلاع رسانی سازمان بهداشت جهانی، سالهای ابتدایی حیات برای رشد ذهنی و جسمی کودکان ، دارای اهمیت بسیاری هستند.

علم نشان داده است که در نخستین سالهای زندگانی، مغز ما اتصالات جدیدی را با سرعتی که هیچگاه دوباره تکرار نمی گردد، ایجاد کرده و تا زمانی که به سن سه سالگی برسیم، بیش از 80 درصد عصبهای بدن را رشد می دهد.

 

نیاز کودک به تحریک ذهنی از لحظه تولد

 

در روند ساختمان بندی مغزی، این تنها نیازهای فیزیکی بدن نیستند که باید برآورده گردند، کودکان از همان لحظه ی تولدشان  به تحریک های ذهنی و دریافت عشق صمیمانه در معاشرت و تعامل میان کسانی که گرد او را فراگرفته اند، نیاز دارند.

این لحظات گرانبها برای کودکان اغلب با اعضای خانواده و کسی که تمرکز نخستین روابط باارزش کودک را به خود معطوف کرده، اتفاق می افتد.

بر اساس راهبرد جدید سازمان بهداشت جهانی، بخش بهداشت و درمان می تواند نقش اساسی در حمایت از خانواده ها برای فراهم کردن این مراقبت ها ایفاء کرده و از بدست آوردن بهترین شروع ممکن برای هر کودک در زندگی پیش رویش اطمینان حاصل نموده و یاری رسان باشد.

 

هر کودکی باید از مراقبت دلسوزانه بهرمند باشد

 

مراقبت دلسوزانه به معنی درک علائم رفتاری کودک و فهمیدن چیزهایی است که وی از طریق حالات چهره، گریه کردن یا ایجاد صداها و حرکات دیگر به نمایش می گذارد و پاسخگویی مناسب ما به نیاز آنها.

این فرایند به اندازه ی آموزشهای زودهنگام برای ایجاد پایه هایی برای ساخت ارتباطات ایمن و دوست داشتنی، کمک کننده بوده و به کودکان می فهماند که آنها توسط کسانی مراقبت می شوند که دوستشان دارند و به طرز مؤثری نیازهای آنان را برآورده می کنند.

بعضی از کارهایی که والدین و پرستاران کودکان می توانند برای تقویت این رابطه انجام دهند شامل نکات زیر می شود:

ایجاد تماس فیزیکی پر تکرار، هماهند در آغوش گرفتن یا نوازش کردن کودک.

داشتن ارتباط و تماس چشمی از فاصله کوتاه با کودک.(به چشمهای کودک نگاه کنید)

صحبت کردن با کودک ، آواز خواندن و پاسخ دادن به صداهایی که وی ایجاد می کند. کودکان  از ما وقتی که حرف می زنیم و با آنها خودمان را مشغول می کنیم، یاد میگیرند.

 

یادگیری کودک، یک جریان مستمر

 

یادگیری برای یک کودک خردسال به طور مداوم رخ می دهد؛ مثلا وقتی که بدن خود را حرکت می دهد، وقتی می شنود و از لغات استفاده می کند، وقتی چیزهای جدید و یا اماکن جدید را تجربه کرده یا با افراد اطراف خود ارتباط برقرار می کند در حال یادگیری است.

بهمین ترتیب، هر لحظه ای که ما با کودکی هستیم برای او فرصتی برای یادگیری و رشد است، خواه در میان بازی و غذا دادن به وی بوده یا بخشی از یک روز معمولی مان باشد که مثلا مشغول انجام کارهای خانه هستیم.

بازی با کودکان می تواند شکلهای گوناگون و مختلفی داشته باشد، به کودکان کمک می کند مشکلاتشان را حل کنند، ابراز وجود کرده، تصمیم گیری نموده، مهارتهای عملی بدست آورده و چیزهای جدیدی را بیازمایند و اینها همه مؤلفه های مهم در توسعه ی مورد نظر سازمان بهداشت جهانی هستند.

 

اهمیت بازی در یادگیری کودک

 

بنابراین برای یادگیری در دوران کودکی لازم است «بازی»  به عنوان یک کار روزمره برای کودکان تبدیل شده و آنها باید یک فضای ایمن برای بازی، اکتشاف ، برقراری ارتباط با دیگران و خلاق بودن داشته باشند.

اینکه کودکان می آموزند و رشد می کنند چیزی نیست که همینطوری اتفاق بیفتد و مسلما به توجه مداوم و سرمایه گذاری های بسیار بیشتر نیازمند است. همچنین شامل توجه کردن به نیازهای شخصی که مراقبت از کودک را به عهده داشته و سلامت ذهنی و بدنی او نیز می گردد.

 

تسهیل شرایط برای والدین دارای کودک خردسال

 

این در سطح دولتی، شامل سیاست گذاری های دوستانه برای خانواده ها می گردد؛ همانند قوانین مرخصی های با حقوق ( برای زایمان ) به والدین، پرداخت حق اولاد و مراقبت از فرزند به صورتی مقرون به صرفه  و تمام قوانینی که به والدین در فراهم نمودن امنیت، ثبات و مراقبت عاشقانه از فرزندشان کمک می کند.

همچنین سیستم بهداشت و درمان باید به خانواده ها برای انجام مراقبت های دلسوزانه از فرزندشان کمک کند. کارکنان بخش بهداشت و درمان، همانند ماماها، پرستاران، پزشکان و دیگر کارکنان بخش سلامت جامعه، می توانند با شناسایی نیازهای یک کودک و یافتن پاسخ مناسب برای آنها، از والدین حمایت نموده و ضمناً به آنها در مورد اهمیت بازیهای زودهنگام و معاشرت با کودک، مشاوره دهند.

این کارکنان بخش بهداشت و درمان می توانند از آگاهی خانواده ها از سرویس ها و خدمات مرتبط و فرعی در زمینه ی پشتیبانی از والدین، از جمله سازمانهای مراقبت از بهداشت روان مادر، اطمینان حاصل نمایند.

غالبا در زمینه شرایط اضطراری و  اورژانسی بشردوستانه یا جاهایی که فقر و محرومیت وجود دارد، به این سازمانها و سیستم های پشتیبانی فرعی نیازمندیم. آنها می توانند به کودکان در پیشرفت در بهترین پتانسیل ها و استعدادهای نهانی شان، کمک نمایند.

روی هم رفته، پرورش کودکان، یکی از بهترین سرمایه گذاری های دولت برای ساختن یک  آینده روشن است. کشورهای پیشرفته نه تنها به رشد کودکان کمک می کند، بلکه به از بین رفتن چرخه فقر و نابرابری و برقراری جامعه ای شادتر و سالمتر نیز کمک می کنند.

مترجم: زینب کرمی مهر

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: