کد خبر: ۳۱۳۰
تاریخ انتشار: پنجشنبه ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۹ - 07 May 2020
ابوذر قاسمی­ نژاد، پژوهشگر مسائل اجتماعی در بررسی گذار کووید 19 از اپیدمی به آندومی، راهبرد خودمراقبتی را یکی از راهبردهای کنترلی موردنظر دولت ­های رفاه می داند و به بررسی این موضوع می پردازد که چرا امروزه دیگر سیاست خودمراقبتی ایدئولوژی­ های رفاهی در مقابله با کووید 19 کارآمد نیست؟

ابوذر قاسمی­ نژاد، پژوهشگر مسائل اجتماعی گذار کووید 19 از اپیدمی به آندومی را افزون بر اینکه نشان دهنده سرعت انتشار و ضعف سبب ­شناسی آن است، نشانگر جهانی-محلی بودن مقابله با آن نیزمی داند. به گفته وی، حرکت یک پدیده از اپیدمی (فراگیر و بین المللی) به آندمی (سیاست­های بومی و محلی مقابله با آن) حرکتی پسامدرن (جهانی فکر کن، محلی عمل کن) به منظور مهار و کنترل آن است که راهبرد خودمراقبنی یکی از این راهبردهای کنترلی موردنظر دولت ­های رفاه است. بحث این جاست که چرا امروزه دیگر سیاست خودمراقبتی ایدئولوژی­ های رفاهی در مقابله با کووید 19 کارآمد نیست؟

قاسمی نژاد با بیان این که هدف واکاوی سیاست های خودمراقبتی دو ایدئولوژی مسلط در خصوص رفاه اجتماعی یعنی بازارمحوری و دولت­ محوری است، تصریح کرد خودمراقبتی اساساً بر الگوی فردی مراقبت تاکید دارد که افراد از طریق دو راهکارِ پیشگیری و موقعیت ­شناسی می­ توانند بر بیماری و اپیدمی ناشی از آن غلبه کنند. نظام های رفاهی لیبرال با تاکید بر مسئولیت افراد در تامین اجتماعی خود، نزدیکی بیشتری با خودمراقبتی دارند. به سخن دیگر، در سپهر گفتمان لسه­ فر، این افراد هستند که باید مراقب خود باشند و از عهده حفاظت از خود برآیند. اما، شواهد نشان می ­دهد که کمیت و کیفیت کووید 19 در کشورهای بازارمحور عمق بیشتری دارد و گفتمان انگلوساکسون در برابر خودمراقبتی با ناکامی روبرو شده است. دلیل اصلی این است که "زمانی به فرد می­ گویید تامین اجتماعی بر عهده خودت است، دیگر در بزنگاه و زمان بحرانی براحتی نمی توانی با تجویز و دستور به او بگویی به درون خود بخز و مراقب خودت باش! زیرا تو با شعار انتخاب آزاد و برانگیختگی ناشی از آن او را در تعیین سرنوشت و مرگ خود آزاد گذاشته­ای و دیگر مسئول سلامت و به طور طبیعی مسئول مرگ او نیستی!" پول نامرئی، با سرعت نامرئی، توسط بازار نامرئی، از طریق دست نامرئی خود را مضحکه کرده است که سیاست خودمراقبتی را به منظور حفظ جامعه در برابر کووید 19 پیشه کرده است. شعار "چیزی به اسم جامعه وجود ندارد"، راهبرد و گفتمان اصلی سیاست­های اجتماعی بازار آزاد بوده است که چیزی غیر از خودمراقبتی نبوده و نیست. رفاهی لیبرالی با تجویز خودمراقبتی دقیقاً می خواهد چه چیزی را حفظ کند؟ لابد، جامعه و مردم. اما، طبق گفتمان لسه­ فر، چیزی به اسم جامعه وجود ندارد که در بحران امروزی حفظ شود. درواقع، مگر در شرایط عادی غیر از خودمراقبتی چیزی تجویز کرده است که در زمان بحران بر رعایت آن اصرار ورزد؟ مسلماً نه. فقط زبان گفتن متفاوت شده است که اکنون با عجز و استیصال همراه شده است. تامین اجتماعی با چاشنی تبعیض مثبت، پل ارتباطی فرد و دولت است. لذا، در شرایطی که وضعیت بحرانی می­شود، افراد و دولت­ها در یک موقعیت مبتنی بر حق- تکلیفِ متقابل، تراژدی را درک کرده و بحران  را از سر می­ گذرانند. این ارزش چیزی است گفتمان لسه­ فر از آن تهی است. بنابراین، کمیت و عمق اثرگذاری کووید 19 نشان دهنده شکست رفاه لیبرالی در مهار و حفظ همبستگی اجتماعی و تامین اقتصادی افراد از طریق خودمراقبتی است (شکست اول).

این پژوهشگر مسائل اجتماعی گفتمان رفاهی دیگر که بر خودمراقبتی تاکید دارد، گفتمان دولت محور است که طیف متفاوتی از دولت­ها را دربرمی­گیرد. این نوع از تامین اجتماعی را می­ توان "رفاه و تامین اجتماعی وزارتخانه­ ای نامید". رفاهی برآمده از دولت که عمدتاً از اتاق فکر وزارت­خانه­ های رفاه و بهداشت کشورها خارج می ­شود و سعی دارد به طور عام به تامین اجتماعی افراد بپردازد. سیاست­ های دولت ­محور در زمینه خودمراقبتی نیز با نوعی گسست و تشکیک روبرو هستند. این ایدئولوژی با دو سیاست سعی کرده که افراد را به درون خانه ­ها هدایت کنند و به مهار کووید 19 بپردازند: اول، سیاست به تعطیلی کشاندن همه چیز و دوم سیاست تورهای ایمنی. قرنطینه­ کردن که در چین اعمال شد مستلزم ارائه خدمات به افرادی بود که محصور شده بودند. لذا، دولت ملزم به فراهم ­سازی حصار ایمن ­شناختی عینی (مادی) و ذهنی (مدیریت استرس و غلبه بر هراس بنیادین ناشی از مرگ) قدرتمندی است که اقتدار، کارآمدی و شفافیت می­ خواهد. شواهد نشان می ­دهد که دولت ­ها قدرت دارند، اما لزوماً واجد اقتدار نیستند و به دلیل بنیان­های ایدئولوژیک خود­، بروکراتیک، کند و از همه مهمتر ناشفاف عمل می­ کنند. تامین مادی افراد در مدت قرنطینه، علاوه بر توانایی مدیریت بحران، نیازمند قدرت مالی بالایی است که این گفتمان بر اساس شعار بازتوزیع ­گرایانه خود، مجبور است عام رفتار کنند، و لذا هزینه کردهای آنها در این بحران­های فراگیر، موقتی و سنگین خواهد بود و در بیشتر موارد با سیاست های پوپولیستیِ (همچون پدر رئوفی که درصدد حفظ جان فرزندان نابالغ خود است) هوشمندانه از زیر بار مسئولیت های خود شانه خالی م ی­کنند. اما نکته اینجاست که "خودمراقبتی امری فرهنگی است که با تجویز وزارتخانه ای به راحتی جواب نمی ­دهد، بلکه باید یادگرفته شود". دست نامرئی لیبرالیسم چپاول­گر با رقابت داورینی و فروپاشی اخلاق جمعی آن را به خوبی به شهروندان خود یاد داده است! نگاه قیم ­مابانه گفتمان دولت ­گرا، نیز خودمراقبتی را که نیازمند آزادی­ های مثبت است، را از شهروندان خود سلب کرده است. در واقع، این گفتمان دائماً با ارائه سیاست­های همسان برای افراد ناهمسان، اجازه نمی دهد که تفاوت در تجربیات، تفاوت در فردیت­ها، تفاوت در سبک­های زندگی و ... ظهور یابند. لذا، روحیه انتظاری و تفکر وابسته بر خودمراقبتی چیره گشته و در بزنگاه های حساس افراد از عهده مراقبت خود برنمی ­آیند.

وی افزود: در این رویکرد سیاست­های اجتماعی، عمدتاً بیسمارکی (شغل محور) هستند و افرادی که دارای شغل دولتی و رسمی هستند بیشتر از مواهب و بیمه­ ها برخوردار می­شوند و در نتیجه افراد در برابر امواج بحران ­زا یکسان حمایت نمی ­شوند؛ لذا افراد هم به صورت یکسان از تجویز خودمراقبتی پیروی نمی ­کنند (یک کارمند و یک دستفروش را با هم مقایسه کنید که چقدر از بیمه­ ها برخورداند، چقدر حمایت مادی می­ شوند و در نهایت چقدر خودمراقبتی را جدی می گیرند. کارمند دولتی حقوق ماهیانه­ اش سر ماه پرداخت می­ شود و شادکام از اینکه در قبال کار نکرده حقوق می ­گیرد، اما دستفروش برای درآمد روزمره، باید هر روز در پیاده­ روها بساط پهن کند!). بنابراین، خودمراقبتی عمیقاً فرهنگی و متاثر از سبک زندگی افراد است که با گذر زمان، کسب تجربه و آموزش حاصل می­شود. خزیدن به درون خانه، صرفاً بعد مکانی خودمراقبتی است که ایدئولوژی بازارگرا و دولت ­گرا بر آن تاکید می­ ورزند. فرسودگی عاطفی ناشی از استقرار نامعلوم در خانه در کنار گسست های عاطفی که خانواده ­های امروزی با آن روبرو هستند، تعاملات خلاقانه و کیفیت آنها را به مرور می کاهد. افرادی که در استبداد ساعت دنیای مدرن بیشتر اوقات خود را در بیرون از خانه­ ها سپری کرده­اند و نظم زندگی آنها را قسط­های ماهیانه تنظیم کرده است، چگونه بدانند که (مثلاً برای سه ماه) تدبیر منزل کنند؟ چگونه با روزمرگی نکبت­ بار روبرو نشوند؟ چگونه بر ترس و هراس کووید 19 غلبه کنند؟ چگونه خودشناسی انسجامی خود را در برابر مسائل ناشی از کووید حفظ کنند؟ و قس علی ­الهذا (شکست دوم).

قاسمی نژاد نتیجه می گیرد که کووید 19 از چند جهت نشان­ دهنده دلالت ­های خاصی برای نظام­ های رفاهی امروزی است: اول، باید منتظر پایان رفاه به معنایی که می شناسیم باشیم. به دلایلی که در بالا اشاره کردم سیاست­های فردگرایانه (لیبرالی) و جمع­گرایانه (دولت ­محور) صرف که امروزه در مفهوم مضحک خودمراقبتی با هم اجماع دارند، دیگر پایدار نیستند. این دو گفتمان با تاکید بر رویکرد هزینه-فایده گرایانه (بازار) و عقل کارشناسانه (دولت) برخرد ابزاری صحه می­ گذارند، در صورتی که کووید 19 خود به نحوی برآمده از این عقل ابزاری انسان مدرن است. دوم، "باید بر بعد آندومی سیاست­های اجتماعی بیش از بعد اپیدمیک آن توجه کرد". به این معنا که الگوهای عام به دلیل عدم توجه به مهمترین فاکتور در تامین اجتماعی افراد، یعنی چرخه زندگی نمی­ توانند پوشش دهنده افراد در شرایط خاص باشند. الگوهای فردی اتمیزه ­شده نیز تاکنون چیزی غیر از خودمراقبتی نبوده ­اند و باید با "چندجانبه­ گرایی" بر این محدودیت غلبه کرد. سوم، باید ساخت اجتماعی واقعیت را در سیاست­ های اجتماعی تعبیه شود تا از جزم­ گرایی دولت­ ها و چپاول زندگی­ ها توسط بازار ممانعت به عمل آورد. بازار ساخت اجتماعی واقعیت را چیزی توهم­ آمیز می­ داند و دولت­ها نیز با نگاه از بالا به ­اعتنایی به آن ندارند.  

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: